محمد مهدى ملايرى
324
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
او هم تا آنجا كه مىتواند در حفظ و حراست آن بكوشد . و در اينجا است كه وظيفهء روحانى انسان در نگاهبانى از اين عنصر جديد و حفظ آن از كيد اهريمن آشكار مىشود . و مواظبت و پرستارى و جلوگيرى از خاموشى آن از مهمترين وظايف فرد و خانواده و قبيله مىگردد ، و خدمت آتش آيين و سنتى استوار مىشود ، و هنگامىكه اين سنت به رنگ دين درآيد يكى از عبادتهاى برگزيده به شمار مىرود . گفتيم كه دين زردشتى بسيارى از آداب و سنتهايى را كه در ذهن مردم ريشه دوانيده بود همچنان در خود نگه داشت . در اوستا مطالبى مىيابيم كه انعكاس از همان عقائدى است كه در آن دوران بسيار قديم ، دربارهء اين شعلهء آسمانى و كوشش اهرمن براى نابودى آن داشتهاند ، و از آن جمله اين عبارات را نقل مىكنيم : « چون بهرى از شب سپرى گردد ، آذر اهورامزدا ، از خانخدا درخواست كند : اى خانخدا از براى يارى من برخيز ، جامه بر تن كن ، دست و روى خود بشوى ، هيزم برگير و به سوى من آر ، چنان ساز كه ديگرباره زبانه كشم ، آن هيزمى كه تو با دستهاى شسته و از روى آيين فراهم ساختى ، به اين مىماند كه آز ديو آفريده آهنگ ( تباه كردن ) زندگى من كرده و خواسته باشد مرا خاموش كند . و چون دو بهر از شب بگذرد ، آذر اهورامزدا از كشاورز گلّهپرور درخواست كند : اى كشاورز گلهپرور ، از براى يارى من برخيز ، جامه بر تن كن ، دست و روى خود بشوى ، هيزم برگير و به سوى من آر ، چنان ساز كه ديگرباره زبانه كشم . آن هيزمى كه تو با دستهاى شسته و از روى آيين فراهم ساختى ، به اين مىماند كه آز ديو آفريده آهنگ جان من كرده و خواسته باشد مرا خاموش كند . چون سه بهر از شب سرآيد ، آذر اهورامزدا از سروش پاك درخواست كند از براى يارى من اى سروش پاك زيبا بالا ، يكى از مردمان جهان خاكى را برانگيز كه با دستهاى شسته هيزمى كه از روى آيين فراهم شده پيش آورد ، به اين مىماند كه آز ديو آفريده آهنگ زندگى من كرده و خواسته باشد مرا خاموش كند . آنگاه سروش